شمس الدين حافظ

381

سفينه حافظ ( فارسى )

حرف « م » داراى 90 غزل [ 309 عشقبازى و جوانى و شراب لعل‌فام ] 1 [ 1 ] شماره مسلسل 455 عشقبازى و جوانى و شراب لعل‌فام * مجلس انس و حريف - همدم و شرب مدام « 1 » ساقى شكّر دهان و مطرب شيرين سخن * همنشين نيك كردار و نديمم نيكنام شاهدى در لطف و پاكى رشك آب‌زندگى * دلبرى در حسن و خوبى غيرت ماه تمام باده گلرنگ تلخ و تيز خوش‌خوار سبك * نقل از لعل نگار و نقل از ياقوت جام بزمگاهى دلنشين چون قصر فردوس برين * گلشنى پيرامنش چون روضهء دارالسلام صف‌نشينان نيكخواه و پيشكاران با ادب * دوستداران صاحب سرّ و حريفان دوستكام « 2 » غمزهء ساقى به يغماى خرد آهخته « 3 » تيغ * زلف دلبر از براى صيد دل گسترده دام هر كه اين مجلس نجويد خوشدلى از وى مجوى * وانكه اين عشرت نخواهد زندگى بر وى حرام نكته‌دانى بذله‌گو چون حافظ شيرين سخن * بخشش آموزى جهان‌افروز چون حاجى قوام [ ذره‌سان تا در هواى مهر رخسار توام ] 2 * شماره مسلسل 456 ذره‌سان تا در هواى مهر رخسار توام * نيست يك ساعت قرار از شوق ديدار توام جان شيرين در غمت دادم ولى بخشيد باز * تازه جانى خندهء لعل شكر بار توام اين چنين مايل ، كه با اغيار مىبينم ترا * كى كنم باور اگر گوئى كه من يار توام

--> ( 1 ) مدام هم بمعنى شراب و هم بمعنى هميشه . ( 2 ) مراد دوستكام - بمعنى يار مهربان و دوست خيرخواه - باده‌گسارى با دوستان - و دوستكامى جام شرابى كه به دوستان حقيقى دهند . ( 3 ) آهختن يعنى آختن ، بركشيدن تيغ از غلاف و آهيختن هم صحيح است [ 1 ] پاورقى غزل 1 - مقصود قوام الدين حسن وزير كاردان شاه ابو اسحاق مىباشد كه در تاريخ 754 فوت نموده و اين غزل درباره اوست ، و از غزلهاى ايام جوانى حافظ مىباشد .